سوالای تموم نشدنی مهدیه خانوم!!!
گل مامان سلام.
چند ماهی هست که خیییییلی سوال میپرسی،راجع به همه چی! اما جدیدا دیگه خیلی خیلی خیلی سوال میپرسی طوری که مخ مامان داغ میکنه!!!
چند روز پیش که از خونه مامان جون با تاکسی تلفنی می اومدیم خونه خودمون،آقای راننده موهای بسسسسیار فری داشت که تا روی گوشهاش هم اومده بود.بنده خدا برای نوشتن آدرسها یه خودکار گذاشته بود پشت گوشش، تو تا دیدیش رگبار سوالاتت شروع شد.
بلند بلند پرسیدی:مامان این آقاییه چی گذاشته تو موهاش؟؟؟
من گفتم(حالا آروم زیر دندونی و با خجالت!!!):این خودکاره
دوباره پرسیدی:چرا گذاشته تو موهاش؟؟؟
گفتم:چون میخواد باهاش مشقاشو بنویسه!
باز پرسیدی:چجوری بنویسه!!!؟؟؟
گفتم:اینجوری و ادای نوشتن درآوردم برات!
و همینطور سوالات چرا و چطور و چگونه و ....افعال پرسشی دیگه که حواستو به یه چیز دیگه پرت کردم!
صدای بیسیم تاکسی می اومد
دوباره پرسیدی:مامان آقاییه موبایلشو کجا گذاشته؟؟؟
(فکر کردی موبایله و چون دیدی تو دستش نیست تعجب کردی!!!)
موندم بگم کجا گذاشته!!!
چون نمیدونستم واقعا کجا گذاشته!!! گفتم گذاشته اون زیره.
و تو دوباره شروع کردی به پرسش که چرا اونجا گذاشته؟؟؟چجوری اونجا گذاشته؟؟؟اون آقاییه داره چی بهش میگه؟؟؟و...............


سوالای تموم نشدنی مهدیه خانوم!!!
